تبليغاتX
تندیس مهر باستان
خانهایمیلآرشیو
Search
مدیریت تندیس مهر باستان
سيد سهيل مهرزاد

نوروز از ديدگاه اسلام 

موضوع: نوروز از ديدگاه اسلام پنجشنبه یکم اسفند 1387 10:41

 

 

نوروز از ديدگاه اسلام

 

در كتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسى رحمه الله پيرامون عيد نوروز روايات متعددى نقل شده به طورى‏كه در جلد 59 بيش از 45 صفحه به اين موضوع اختصاص يافته است. در اين مختصر، به بخش‏هايى از آن مباحث اشاره مى‏شود: معلى بن خنيس نقل كرده است كه روز نوروز بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شدم، امام عليه السلام خطاب به من فرمود: آيا اين روز را مى‏شناسى؟ عرض كردم، قربانت ‏شوم، اين روزى است كه ايرانى‏ها آن را بزرگ و نيكو مى‏شمارند و به همديگر هديه مى‏دهند. پس امام فرمودند: علت اين امر را كه بسى ديرينه است‏برايت تشريح خواهم كرد. عرض كردم اگر اين موضوع را از ناحيه شما فراگيرم بهتر از آن است كه گذشتگانم زنده شوند و دشمنانم نابود گردند!امام صادق(ع) فرمود: نوروز, روزى است كه خداوند از بندگانش پيمان هايى گرفت كه تنها خداى يكتا رابپرستند, و براى او همتا قرار ندهند, و ايمان به رسولان و حجت هاى خدا و امامان(ع) بياورند, و روزى است كه كشتى نوح(ع) بر كوه جودى نشست. و نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: نوروز همان روزى است كه ابراهيم خليل(ع) بت هاى قومش را ـ كه در آن روز براى شركت در مراسم جشن از شهر خارج شده بودند ـ شكست. نوروز، روزی است که خورشید در آن طلوع کرده و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آنروزدر انتظار از میان رفتن سختی هاییم؛ در چنين روزى حضرت مهدى عليه السلام ظهور مى‏فرمايد و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنين روزى داريم; براى اين‏كه نوروز از ما و شيعيان ماست. نوروز براى مسافرت خوب و براى زراعت و طلب حوايج ‏بسيار نيكوست، عقد نكاح و ازدواج در چنين روزى بسيار شايسته است. مجوسيان نيز از قديم, به نوروز اهميت مى دادند و در آن روز به همديگر تبريك مى گفتند و براى همديگر هديه مى فرستادند. هم چنين گفته اند: در عصر خلافت اميرمومنان على(ع), مجوسيان چند ظرف نقره كه در آن شكر ريخته بودند, در نوروز به آن حضرت هديه كردند, آن حضرت هديه آنها را پذيرفت و شكر ها را بين ياران خود تقسيم كرد, و آن ظروف را به عنوان جزيه (ماليات سرانه آنها) قبول كرد. بنابر همان روايت امام صادق(ع), حادثه شگفت زنده شدن هزاران نفر از بنى اسرائيل قبل از اسلام ـ به فرمان خدا كه در آيه 243 بقره به آن اشاره شده است ـ در نوروز رخ داده است كه در يكى از شهرهاى شام, بر اثر رواج بيمارى طاعون, بسيارى مردند. اين بيمارى در حقيقت مجازاتى از طرف خدا براى آنها بود, زيرا رهبر الهى شان آنها را به جهاد با دشمن فرا خوانده بود, ولى آنها سرپيچى كرده بودند. در اين ميان هزاران نفر (طبق پاره اى روايات, ده هزار يا هفتاد هزار يا هشتاد هزار نفر) به بهانه گريز از طاعون, از شهر خارج شدند, و پس از فرار, در خود احساس قدرت و استقلال نمودند و با ناديده گرفتن اراده الهى, و چشم دوختن به عوامل طبيعى, دچار غرور شدند, خداوند آنها را نيز در همان بيابان با همان بيمارى نابود ساخت. ساليانى گذشت, و حضرت حزقيل(ع) ـ يكى از پيامبران بنى اسرائيل ـ از آن جا عبور مى كرد, و از خدا خواست كه آنها را زنده كند, خداوند دعاى او را اجابت كرد. آن روزى كه آنها زنده شدند, نوروز بود.از مجموع اين مطالب به دست می آيد كه نوروز, قبل از اسلام, روز محترم و خاصى بود, و با پيدايى رخدادهايى در آن روز كه غالبا مثبت بوده اند بر اهميت و شهرت آن افزوده شد. در حديث ((معلى بن خنيس))(9) از امام صادق(ع) ـ كه علامه مجلسى مى گويد آن را در كتب معتبر ديده است ـ به چند رخداد بزرگ در نوروز, بعد ازاسلام اشاره شده است, از جمله فرمود نوروز روزى است كه :
1ـ جبرئيل بر پيامبر نازل شد. 
                                 
2ـ پيامبر(ص), على(ع) را بر دوش خود گرفت, تا على(ع) بت هاى قريش را از بالاى خانه كعبه فرو ريزد. هم چنين ابراهيم(ع) در چنين روزى بت ها را شكست.
 
3ـ پيامبر(ص) به اصحاب خود امر كرد (در روز غدير خم) با على(ع) به عنوان اميرمومنان, بيعت كنند.
4ـ پيامبر(ص) على(ع) را به ((وادى جنيان)) فرستاد, تا از آنها در پذيرش اسلام و پيامبر(ص) بيعت بگيرد.
5 ـ در چنين روزى (بعد از مرگ عثمان) براى خلافت حضرت على(ع) بيعتى دوباره شد.
6ـ در چنين روزى على(ع) در جنگ نهروان بر خوارج پيروز شد وسردمدار خوارج را كشت.
           
7ـ در چنين روزى قائم ما (عج) و صاحب امر از پرده غيب, آشكار مى شود.

8ـ در چنين روزى قائم ما (عج) بر دجال (طاغوت خودكامه عصر) پيروز مى گردد, و او را در ميدان كناسه كوفه به دار مى كشد. 

9ـ هيچ نوروزى بر ما نمى گذرد, مگر اين كه ما در آن روز اميد فرج قائم(عج) را داريم, زيرا آن روز, از روزهاى ما و از روزهاى شيعيان ما است, عجم ها آن را پاس داشتند, ولى شما (عرب ها) آن را تباه ساختيد.
عالم بزرگ و مجتهد سترگ, بنيانگذار حوزه علميه نجف اشرف, شيخ طوسى (متوفاى سال 460 هـ.ق) در كتاب ((المصباح المتهجد)) از معلى بن خنيس روايت مى كند كه امام صادق(ع) فرمود: هرگاه نوروز فرا رسيد, در آن روز غسل كن, و پاكيزه ترين لباس ها را بپوش, و با بهترين عطرها خود را خوشبو نما, و در اين روز روزه بگير, و پس از انجام نافله نمازها, و پس از نماز ظهر و عصر, دو نماز دو ركعتى (به نيت نماز نوروز) بخوان.
در نماز اول, در ركعت اول پس از حمد, ده بار سوره قدر, و در ركعت دوم پس از حمد, ده بار سوره كافرون را بخوان, و در نماز دوم, در ركعت اول, پس از حمد, ده بار سوره توحيد, و در ركعت دوم پس از حمد, ده بار سوره ناس و سوره فلق را بخوان, و پس از نماز, سجده شكر به جاى آر, و در اين سجده, دعاى زير را بخوان, كه در اين صورت خداوند گناهان پنجاه سال تو (يا پنج سال تو) را (اگر با شرايط باشد) مى بخشد. آن دعا اين است:  اللهم صل على محمد و آل محمد, الاوصيإ المرضيين,وعلى ارواحهم و اجسادهم. دعا درمفاتيح الجنان ذكر شده است در نوروز اين فراز از دعا را بسيار برخوان كه يا ذاالجلال والاكرام.

محدث خبير, رشيد الدين طبرسى (متوفاى سال 588 هـ.ق) در كتاب مناقب روايت كرده كه منصور دوانيقى ـ دومين خليفه عباسى ـ از امام كاظم(ع) تقاضا كرد تا روز نوروز در مجلس جشن او براى تبريك حضور يابد وهدايايى را كه مردم می آورند بپذيرد. امام كاظم(ع) اين تقاضا را رد كردمنصور گفت: ((ما اين مراسم را براى سياست و تدبير امور ارتشيان, انجام مى دهيم, تو را به خداى بزرگ سوگند مى دهم, در اين مجلس حضور داشته باش. امام كاظم(ع) در آن مجلس حضور يافت, اميران, فرماندهان, سرداران و ارتشيان و مردمان به محضر آنحضرت مي آمدند و تبريك عرض مى كردند, و هدايايى را می آوردند, خادم منصور آن جا حاضر بود, و آن هدايا را بازبينى مى كرد, در لحظات آخرين, پيرمردى وارد شد وبه امام كاظم(ع) عرض كرد: اى پسر دختر رسول خدا! من فقيرى تهى دست هستم, از اين رو چيزى نداشتم هديه بياورم, ولى سه بيت شعرى را كه جدم در سوگ جدت امام حسين(ع) سروده, به شما هديه مى كنم, و آن سه بيت چنين است:
درشگفتم از آن شمشيرهاى برنده كه تيزى آنها درمعركه عاشورا برپيكرغبارآلودت فرود آمدند ونيزدرشگفتم از آن تيرهايى كه در برابرچشم بانوان حرم درپيكرت فرورفتند درحاليكه آنان جدت را به مددكارى مي طلبيدند و سيلاب اشك از ديدگان شان روان بود. چرا سر و صداى آن تيرها از پيكر مقدس و شكوهمندت دور و پراكنده نشدند؟
امام كاظم(ع) به او فرمود: هديه ات را پذيرفتم, بنشين, خداوند به تو بركت دهد. آن گاه امام به خادم فرمود: نزد رئيس (منصور) برو و مجموع اين هدايا را به او گزارش بده, و بپرس كه آنها را چه كنم؟ خادم چنين كرد, سپس به حضور امام كاظم(ع) بازگشت و گفت: منصور مى گويد: همه آنها را به تو بخشيدم, اختيار آنها با شماست. آن گاه امام كاظم(ع) همه آن هدايا را به آن پيرمرد بخشيد.
عيد نوروز شايد يكي از مهم ترين و سازگارترين اعياد بشري باشد. نمايش طبيعت در اين فصل به اوج كمال خود مي رسد و طبيعت پس از مرگ ظاهري در زمستان، دوباره در آغاز فصل بهار زندگي را مي روياند و گل و گياه و سبزه وچمن از زمين برمي آيد. اين گونه است كه آدمي را در هيجاني از زندگي كمال فرو مي برد و جيك جيك گنجشكان بر شاخسار درختان تازه به گل و جوانه نشسته را برمي انگيزد و آن را به انسان منتقل مي سازد. اين گونه است كه آدمي متأثر از طبيعت شاد و پرنشاط به وجد مي آيد و هيجان خود را همانند پرندگان بروز مي دهد و به شادي و نشاط مي پردازد. 

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پي نوشت ها :
    1- راغب اصفهاني، المفردات، تهران، دفتر نشر الكتاب، دوم، ص .213
    2- حر عاملي، وسائل الشيعه، دار احياء التراث، ج 5، ص .115
    3- وسائل الشيعه، همان، ج 5، ص .15و ج 7، صص 346
    4- ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، ج 6،ص 150، حديث 6670/.3
    5- بحارالانوار، ج 86، ص 276؛ ج 89، ص 276و ج 98، ص .351
    6- نهج البلاغه، همان، حكمت .428
    7- مستدرك الوسائل، همان، ص 154، روايت 6680/.8
    8- مستدرك الوسائل، همان، ص 154، روايت 6678/.7
    9- كنز العمال، حديث 24094و .24095
    10- بحارالانوار، همان، ج 91، ص . ج 59، صص 1 – 92 118
    11- همان، ج 98، ص .188 ج 101، ص .100 

نوشته شده توسط سید سهیل مهرزاد | لینک ثابت |