تندیس مهر باستان
|
|
مدیریت تندیس مهر باستان
![]() سيد سهيل مهرزاد
|
ورود ايرانيان به ايران موضوع: ورود ايرانيان به ايران سه شنبه هفتم فروردین 1386 10:44
ورود ايرانيان به ايران هر جا که حرف از تاریخ ایران میشه همه فورا یاد مادها و هخامنشیان میشه که ریشه آریایی داشتند ( تقریبا ) و کمتر راجع به اقوامی که قبل از اونا تو ایران زندگی می کردند صحبت میشه .خیلی پیشتر از اونی که مادها و هخامنشیان در ایران زندگی کنند در غرب ایران یعنی تو مایه های زاگرس کنونی اقوامی به نام گوتی ها لولوبیها و کاس ها زندگی می کردند . این اقوام با هوریان و اکدی ها و سومری ها ارتباط داشته اند .مناطق تخت اشغال و نفوذ لولوبی ها از کوهپایه های شمال دیاله تا دریاچه ارومیه گسترش می یافت . این اقوام از نظر نژادی از هوری ها جدا شده و احتمالا با ایلامی ها قرابت داشته اند . در ادبیات و زبان هوری ها از لولوبی ها بعنوان بیگانه و دشمن یاد شده و نخستین بار نارامسین نوهء سارگن از شاهان اکد ( قرن 23 ق.م ) در کتیبه مشهورش ضمن شرح پیروزی خود از لولوبی ها بحث می کند .واژه گوتی در هزاره سوم و دوم پیش از میلاد به یک گروه و نژادی معین اطلاق میشده است که در شرق و شمال غربی لولوبی ها و احتمالا در آذربایجان کنونی ایران و کردستان زندگی می کرده اند . اسناد تاریخی نشانگر این است که در هزاره اول پیش از میلاد همه اورارتوها و ماناها و مادها را گوتی می گفتندو تنها در کتیبه سارگن دوم ، مادی های ایرانی زبان ، از گوتی ها متمایز شده اند . احتمالا گوتی ها به زبان مستقلی سخن می گفته اند که تا اندازه ای با زبان های گروه ایلامی ها و لولوبی ها و کاسی ها که در نواحی زاگرس زندگی می کردند قرابت و نزدیکی داشتند . با تحقیقاتی که از طرف دانشمندان صورت گرفته این امر روشن شده که ظاهر بعضی از مردمی که درعصر حاضر و بویژه در آذربایجان زندگی می کنند با تصاویر و مجسمه هایی که از لولوبی ها و گوتی ها بجای ماندهکم و بیش مطابقت می کند . اقوام مذکور در هزاره چهارم پیش از میلاد نخستین موج از مهاجرینی بودند که به سرزمین غربی ایران روی آوردند که بیشتر دانشمندان آنها را آزیاتیک ( آسیایی ) نام نهاده اند ، تا از سایر امواج قومی ممتاز باشند . منشا این قوم احتمالا جنوب دشت های روسیه و سیبری بوده است .در هزاره سوم پیش از میلاد از همان اراضی سرد آسیای مرکزی ، موج دیگری از مهاجرین برخاستند که آنها را آریایی یا هنئو ایرانی لقب داده اند . این موج جدید مصادف شد با اقوام سابق الذکر که قبلا آمده و در کوهستان زاگرس مسکن اختیار کرده بودند . در نتیجه برخوردهای آنان غالب و مغلوب به هم آمیخته و در صدد تصرف شهرهای بین النهرین بر آمدندکه این هجوم همان است که در آثار بین النهرین به نام حمله گوتی ها و کاسی ها شهرت دارد .درباره موج دوم که معروف به آرایی یا هندواروپایی است نظر بیشتر دانشمندان بر این است که دو جریان از نقطه مرکزی شروع شد ، یکی به جانبغرب روی نهاده ، داخل خاک اروپا شدند و موجی از آنها نیز تمام ناحیه جنوبی بالکان را پوشانیده و وارد یونان گردیدند . حال اگر تابع رای آن دانشمندانی شویم که می گویند مادها و پارس ها فقط در هزاره دوم پیش از میلاد به فلات ایران آمده اند ، ناچاریم بگوییم که پیش از آنها نیز آریایی های هند و اروپایی مهاجرتی به این سرزمین کرده اند ، زیرا که در لغات کاسی ها عنصر هند و اروپایی دیده می شود ( بویژه در نام خدایان و یا پادشاهان ) و در لغت مردم میتانی هم ، عنصر هندواروپایی بسیار است ولی اقوام هندو اروپایی که در آسیای صغیر از جهت شمال شرقی دانسته اند ، یعنی دره های قفقاز که کوتاه ترین راهی است کهبین آسیای صغیر میهن اصلی آنان و بعضی ها هم معتقدند که اقوام فوق از تنگه بُسفر گذشته داخل آسیای صغیر شده اند .
پارسيها و سلسله هخامنشی ( ۵۰۰-۳۳۰ قبل از ميلاد ) به قدرت رسيدن پارسيها يکی از وقايع مهم تاريخ قديم است . اينان دولتی تاسيس کردند که دنيای قديم را به استثنای دو ثلث يونان تحت سلطه خود در آوردند . وقتی هم منقرض شدند از صحنه تاريخ خارج نشدند بلکه در طول ۲۵ قرن متوالی بلندی ها و پستی ها را پيمودند . پارسيها مردمانی آريايی نژاد بودند که مشخص نيست از چه زمانی به فلات ايران آمدند . برای نخستين بار در سالنامه آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق.م نام کشور پارسوآ در جنوب و جنوب غربی درياچه اروميه برده شده است . بعضی از محققان مانند راولين سن عقيده دارند که مردم پارسوآ همان پارسی ها بوده اند . البته کاملا محقق نيست که اين نظريه درست باشد . تصور می شود اقوام پارسی پيش از اينکه از ميان دره های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ايران بروند ؛ در اين ناحيه توقف کوتاهی کردند و در حدود ۷۰۰ سال پيش از ميلاد درناحيه پارسوماش ؛ روی دامنه های کوههای بختياری در جنوب شرقی شوش در ناحيه ای که جزو کشور ايلام بود ؛ مستقر شدند . از کتيبه های آشوری چنين استنباط می شود که در زمان ؛؛ شلم نصر ؛؛ ( ۷۳۱-۷۱۳ ق.م) تا زمان سلطنت ؛؛ آسارهادون ؛؛ (۶۲۲ ق.م )پادشاهان يا امرای پارسوآ ؛ تابع آشور بوده اند . پس از آن در زمان فرورتيش ( ۶۵۵-۶۳۳ ق.م ) پادشاه ماد به پارس استيلا يافت و اين دولت را تابع دولت ماد نمود . هرودوت می گويد : پارسی ها به شش طايفه شهری و ده نشين و چهار طايفه چادر نشين تقسيم شده اند . شش طايفه اول عبارتند از ::پاسارگاديان ؛ مرفيان ؛ ماسپيان ؛ پانتاليان ؛ دژوسيان و گرمانيان . چهار طايفه دوم عبارتند از :: داييها ؛ مردها ؛ دروپيک ها و ساگاريتها . از طوايف مذکور سه طايفه اول بر طوايف ديگر برتری داشته اند و ديگران تابع آنها بوده اند .طبق نوشته های هرودوت ؛ هخامنشيان از طايفه پاسارگاديان بوده اند که در پارس اقامت داشته اند و سرسلسله آنها هخامنش بوده است . پس از انقراض دولت آشور بدست آشور بانی پال ؛ چون مملکت ايلام ناتوان شده بود پارسی ها از اختلافات آشوری ها و مادی ها استفاده کرده و انزان يا انشان را تصرف کردند .در اينجا اين سوال پيش می آيد که در زمان کدام يک از نياکان کورش بزرگ اين واقعخ روی داده است . با توجه به بيانيه های کورش در بابل ؛ می بينيم که نسب خود را به چيش پش دوم می رساند و او را شاه انزان می خواند . به احتمال زياد اين واقعه تاريخی در زمان چيش پش دوم روی داده است . تصور می شود که انزان همان مسجد سليمان کنونی است . پس از مرگ چيش پش ؛ کشورش ميان دو پسرش آريارمنه پادشاه کشور پارس و کورش که بعدا عنوان پادشاه بزرگ پارسوماش ؛ به او داده شد تقسيم گرديد . چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقی بود و کياکسار در آن حکومت می کرد ؛ کشور کوچک جديدالتاسيس ؛ ناچار زير اطاعت فاتح نينوا بودند . کمبوجيه فرزند کورش اول ؛ دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدی در آورد و پايتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل نمود نوشته شده توسط سید سهیل مهرزاد | لینک ثابت |
|