تندیس مهر باستان
|
|
مدیریت تندیس مهر باستان
![]() سيد سهيل مهرزاد
|
تمدن ايلاميان (عيلاميان) موضوع: تمدن ايلاميان شنبه نهم تیر 1386 15:55 تمدن ايلاميان(عيلاميان)يكي از درخشانترين مقاطع تاريخ ايران باستان، دوران تمدن «ايلام» است. ايلاميان، بنيانگذاران نخستين پادشاهي در گسترهي ايران بودهاند. نام اين سرزمين در زبان ايلامي، «Hal-Tamti» و به معناي «كشور سَرور» بوده است. شكل نوشتاري اين نام در خط ميخي سومري به صورت «NIM.KI» بوده و به گونهي Elam(ma) (در سومري) و Elamtu (در اكدي) خوانده و تلفظ ميشده است. هخامنشيان اين سرزمين را Uja ميخواندند كه نام كنوني «خوز» (= خوزستان) بازماندهي همين واژه است. ايلاميان به لحاظ قومي، به تبار «آسيانيك» تعلق داشتهاند.گسترهي كشور ايلام، شامل خوزستان و لرستان كنوني، پشتكوه و كوههاي بختياري بوده است. بدين معني كه، از غرب به رود دجله، از شرق به استان فارس، از شمال به كوههاي بختياري و از جنوب به خليج فارس محدود ميشده و البته در دوران اوج قدرت خود، وسعتي افزونتر از اين نيز داشته است. كشور ايلام از دو بخش كوهستاني و دشتي تشكيل ميشد. بخش دشتي آن شامل سرزمينهاي غربي ايلام، و مركز آن شهر «شوش» بود، و بخش كوهستاني آن شامل نواحي شرقي ايلام، و كانون آن شهر انشان/ انزان [Anshan / Anzan] (واقع در محل بيضاي فارس) بود. سرزمين ايلام در غالب تاريخ خود به شكل فدرال اداره ميگرديد و به مركزيت شهرهاي بزرگ آن، حكومتهاي مستقل وخودگرداني تشكيل مييافت. اما هر گاه كه قدرت دولت مركزي ايلام فزوني ميگرفت، اين حكومتهاي جداگانه را متحد ميساخت و زير فرمان خود درميآورد. نخستين دودمان شناسايي شدهي حاكم بر ايلام، دودمان برآمده از شهر «اوان» Avan بود كه شهرياران آن، از حدود 2500 تا 2200 پيش از ميلاد فرمانروايي ميكردند.ايلام با همسايگان پرتوان خود چون سومر و اكد - و سپس - بابل و آشور، همواره در ارتباط و ميانكنش نزديكي قرار داشت كه اين پيوندها، گاه خصمانه و گاه دوستانه بود. اما به هر حال، روابط موجود ميان اين سرزمينها، باعث ارتقا و پيشرفت فرهنگي و تمدني آنها ميگرديد. با افزايش قدرت «اكد» Akad در منطقه، از حدود 2550 پ.م. بخش عمدهاي از ايالات ايلامي براي مدتي طولاني تحت سيطرهي شاهان اكد قرار گرفت و حتا خط و زبان اكدي نيز بر ايلاميان غالب گشت. با حملهي «گوتي»ها در حدود 2120 پ.م. به ميانرودان (= بين النهرين)، قدرت و نفوذ اكد در منطقه از ميان رفت و باعث گرديد كه پادشاهي شهر سومري «اور» Ur نفوذ خود را به ايلام گسترش دهد. در اين زمان، دودمان پادشاهي برآمده از شهر ايلامي «سيمشكي» Simashki به عنوان دستنشاندگان سومر، بر بخشهايي از ايلام فرمان ميراندند. ايلاميان در حدود سال 2006 پ.م. توانستند كه به شهر اور حمله كنند و با شكست آن، براي مدتي، مستقل گردند؛ اما كشمكشهاي طولاني ايلام و سومر، مانع از آن ميگرديد كه ايلاميان، به اهداف خود دست پيدا كنند. با برآمدن دولت آموري در بابل و از ميان رفتن قدرت سومر، اينك بابليان و ايلاميان روياروي هم قرار گرفته بودند. اما اين همورابي (50-1792 پ.م.) پادشاه بابل، بود كه توانست با شكست ايلاميان، قدرت خود را بر آنان حاكم سازد. در حدود سال 1700 پ.م. «كوتير نهونته» (Kutir-Nahhunte) پادشاه ايلام اين شكست را جبران كرد و شمار فراواني از شهرهاي بابل را فتح نمود. با تسلط دراز مدت «كاسي»ها بر بابل (1160-1595 پ.م.) ايلاميان نيز از آسيب اين فاتحان جديد ميانرودان در امان نمادند. اما در نهايت، ضعف و سستي بابل - هماورد هموارهي ايلام - در دورهي تسلط كاسيها، منجر به اعتلاي عظمت ايلام و تجديد قواي آن گرديد و تحولات عميقي را در اين سرزمين، در پي آورد. در اين زمان، پادشاهان ايلام توانسته بودند كه قدرت خود را بر دو ايالت عمدهي شرقي و غربي اين سرزمين، يعني انشان و شوش، گسترش دهند. سدهي سيزدهم پ.م. عصر زرين تمدن ايلام بود، دوراني كه در آن، شهرياراني توانا و برجسته، قدرت و عظمت ايلام را به اوج خود رسانده بودند. در سال 1160 پ.م. «شوتروك نهونته» (Shutruk-Nahhunte) پادشاه ايلام، موفق به برانداختن دولت كاسي بابل گرديد و فرمانروايي ايلام را بر بابل استوار نمود و اشياء و تنديسهاي مقدس را از معابد بابلي به شوش منتقل كرد. در زمان پادشاهي «شيلهك اينشوشينك/ Shilhak-Inshushinak» (حدود 1151-1165 پ.م.) فتوح ايلام به نقاط دور دست گسترش يافت و سپاهيان وي در شمال، از ناحيهي دياله گذشته و به منطقهي كركوك رسيدند و قواي آشور را هر چه دورتر راندند. در نهايت، سراسر درههاي دجله، بخش اعظم كرانههاي خليج فارس و دامنههاي غربي زاگرس فتح گرديد و ايلام، نخستين پادشاهي سرزمين ايران را با متحد ساختن مناطق مفتوح، پديد آورد. همگام با اين دستاوردهاي نظامي و سياسي، در اوضاع فرهنگي ايلام نيز تحولات گستردهاي روي داد و واكنشهايي عليه تمدنهاي بيگانه برانگيخته شد و در نتيجهي آن، كتيبهها هر چه بيشتر به خط و زبان ايلامي نگاشته شد و هنر و معماري ايلامي، به ويژه در منطقهي شوش، به اوج پيشرفت خود رسيد. |