تندیس مهر باستان
|
|
مدیریت تندیس مهر باستان
![]() سيد سهيل مهرزاد
|
اردشير بابكان موضوع: اردشير بابكان شنبه دهم شهریور 1386 20:8 اردشیر بابکان
اردشیر یکم یا اردشیر بابکان (یا پاپکان) بنیانگذار شاهنشاهی ساساني (۲۲۶ - ۲۴۱ میلادی) است. اردشیر در پارسي ميانه بصورت اَرتَخشَتر بوده بمعنی شهریاری مقدس (اَرتَه = مقدس و خشَتر = شاه). او نزد مورخانی که در سدههای نخستین هجری می زیستد٬ پادشاهی خوشنام است. نیای او٬ ساسان ٬ موبدی زردشتي بود که ریاست معبد آناهيتا را در پارس به عهده داشت. از این رو٬ خاندان ساسان در پارس از نفوذ و احترام لازم برخوردار بودند.در زمانی که حکومت اشكانيان به دلیل اختلافات داخلی و جنگ های خارجی ضعیف شده بودند و در برابر روميان کوتاه میآمدند، اردشیر (نوه ساسان) که قبلا حکمران پارس (عمدتاً فارس و كرمان) و نگهبان آتشکده آن بود به فکر تشکیل شاهنشاهى بزرگ افتاد. اردشیر به مردم می گفت که حکومت ملوک الطوایفی موجب آشفتگی اوضاع ایران شده است و نیز رواج ادیان و آیین های مختلف، دین زردشتی را تهدید می کند؛ او وعده می داد که اگر به قدرت برسد دین زردشتی را رسمیت خواهد بخشید و به جای شیوهٔ ملوک الطوایفی حکومت مرکزی مقتدری ایجاد خواهد کرد و وسعت مرزهای ایران را به قبل از حملهٔ اسكندر خواهد رسانید. اردشیر تقریباً به وعده های خود عمل کرد. او ابتدا طغيان دارابگرد را فرو نشاند و به كرمان تاخت و پادشاه آ نجا بلاش (ولخش) را گرفت و پسر خود اردشیر را والی آنجا كرد. آنگاه بسال 223م. علم طغيان برافراشت، و پادشاهان خوزستان و عمان را مطيع خود كرد. اردوان قصد سركوب کردن اردشير كرد و به پادشاه خوزستان دستور داد اردشير را بازدارد و به تیسفون فرستد ولی اردشير پيشدستى كرد ابتدا شادشاهپور شهريار اصفهان را شكست داد و كشت و آنگاه رو به اهواز نهاد و پادشاه خوزستان را از پاى درآورد و ولايت كوچك ميشان را (در دهانهٔ دجله و كرانهٔ خليج فارس) فروگرفت. سرانجام نبرد بزرگى ميان اردشير و شاهنشاه اشكانی كه خود فرماندهى سپاه را داشت در جلگهٔ هرمزدگان خوزستان درگرفت و در روز 28 آوريل 224 م. سپاه اشكانی شكست خورد و اردوان كشته شد. چندى بعد اردشير پيروزمندانه وارد تيسفون گرديد و در ۲۳ ژوئن سال ۲۲۶ (میلادی) در معبد آناهیتا در استخر يا در تنگهٔ نقش رجب تاجگذارى كرد و عنوان «شاهنشاه ايران» را برگزيد، و ايران در تحت تسلط او درآمد. اما ارمنستان و گرجستان موقّتاً مستقل ماندند. اردشير پس از تسخير سگستان و ابر شهر(در خراسان) و مرو و هارزم و بلخ قدرت خود را بر نواحى شرقى نيز بسط داد و پادشاهان كوشان و توران قزدار (در جنوب كويت) و مكوران سفیرانی بحضور او فرستادند، و او را به شاهنشاهى شناختند. آنگاه به ايران بازگشت و معابد بسیاری در شهرهای ایران برپا کرد و به جنگ رومیان رفت؛ زیرا دولت روم که خبر سقوط اشکانیان را شنیده بود، فرصت را غنیمت شمرده و در امور ارمنستان دخالت می کرد. او قصد داشت در آنجا حکومتی دست نشانده ایجاد کند. اردشیر به قصد جنگ با روميان در سال 228 م. از فرات گذشت. قيصر روم، الكساندرسورسه سپاه مأمور حمله به ايران كرد، اردشير هر سه سپاه را درهم شكست و حران و نصيبين را گرفت و آنگاه روى به ارمنستان نهاد و خسرو پادشاه آنجا را شكست داد و كشت. پس از شکست دادن رومیان در مراسم تاجگذاری، همانند داريوش بزرگ گفت که به خواست اهورامزدا شاه ایرانیان میشود که مردمی نجیب و بزرگوار هستند و دروغ نمیگویند. مردم کرمان که اردشیر قبلاً در نظر داشت آنجا را پایتخت ایران کند به منظور نشان دادن خرسندی خود از پیروزی او بر اردوان و به شاهی رسیدنش، شهری را که در آن استان ساخته بود «به اردشیر» نامگذاری کردند. اين شهر كه نام آن از زمان چیرگی عربها بردسیر تلفظ میشود پیشتر روستای کوچکی بود که توسط اردشیر عمران و توسعه داده شده و به صورت شهر درآمده بود. اردشير براى تقويت بنياد شاهنشاهى ايران كارهاى مؤثرى انجام داد، با رسمى كردن دين زرتشت و تعقيب و كشتار شاهزادگان ساسانی بنياد سلطنت و حكومت را استوار ساخت. كارهاى بزرگ اردشير را بشرح زير مىتوان خلاصه كرد:
ايجاد مركزيت و تبديل پادشاهان محلى به نجباى دربارى،
جمعآورى اوستا كه از روزگار بلاش اشكاني آغاز شده بود،
رسمى كردن دين زردشت،
تقسيم مردم به طبقات،
ايجاد آرامش و امنیت،
زنده كردن سپاه جاويدان داريوش بزرگ،
تخفيف كيفرها از جمله منع بريدن دست.
اردشیر پاپکان ملیگرایی ایرانی را بر محور آموزشهای زرتشت احیاء کرد. با پیروی از روش اردشیر،ديلميان و صفويان بعدا ملیگرایی ایرانی را بر محور ایراندوستی و مذهب شیعه زنده کردند. انديشه و سياست اردشير را در دو جمله خلاصه كردهاند: بجاى آزادى دورهٔ اشكانی بايد نظم و قانون واحدى حكمفرما باشد. دين و دولت بهم بستهاند، يكى بىديگرى نپايد.نوشته شده توسط سید سهیل مهرزاد | لینک ثابت |
|