تندیس مهر باستان
|
|
مدیریت تندیس مهر باستان
![]() سيد سهيل مهرزاد
|
سلسله هخامنشیان موضوع: سلسله هخامنشیان پنجشنبه سوم خرداد 1386 9:42 سلسله هخامنشيان كوروش بزرگ: (529-559ق.م) موسس سلسله هخامنشي كوروش دوم است كه در سال 550م.ق بر ايختوويگو(به گفته هرودوت پدربزرگ مادري اش)خروج كرد و همدان را تسخير نمود سلسله ماد را برانداخت .آنگه به گسترش امپراطوري خود پرداخت.او به ليديه به بابل و... لشكر كشيد. وي در پاسارگاد با مرگ طبيعي مرد(هرودوت معتقد بود او در جنگ با طايفه اي از سكاها كشته شد)جنازه وي در پاسارگاد در مقبره اي كه تا به امروز پا برجا مانده دفن شده است. وي سرداري بزرگ، سخي و نيكخواه بود واين خردمندي را داشت كه در وضعيت موسسات حكومتي هر يك دول زير فرمان خود تغيير ندهد.وي به هر كجا كه لشكر كشيد خدايان مذاهب مختلف را به رسميت شناخت و تصديق كرد و همواره خود را جانشين قانوني حاكم بومي معرفي كرد.وي بعضي اقوام را از اسارت و بندگي آزاد كرد.او بنيان گذار اولين امپراطوري بزرگ جهان بود حدود ايران در اواخر سلطنت وي از شرق:رود سند ،از غرب تنگه داردانل و مديترانه ،از شمال قفقاز ، درياي خزر و رود سيحون واز جنوب خليج فارس ، درياي عمان و شبه جزيره عربستان. كمبوجيه : (529-522ف.م)
داريوش كبير: (486-521ق.م)
خشايار اول: (465-486ق.م) فرزند داريوش و از طرف مادري نوه كوروش كبير. اوبعد از سركوبي شورشيان مصر به بابل لشكر كشيد و با خرابي هاي حاصل از اين نبرد ديگر بابل كمر راست نكرد.او به جنگ با يونانيان پرداخت( به هدف جبران شكست ماراتون) ، در ابتدا پيروزي با وي بود، اوآكروپوليس آتن را به آتش كشيد ولي در نبرد دريايي در سالامين شكست خورد و سال بعد نيروي زميني ايران نيز در پلاته شكست خورد و اين آخرين سري جنگ هاي ايران و يونان بود خشايارشا بعد از آن ديگر به جنگي دست نزد..او در كاخ خود به قتل رسيد. جانشينان خشايار شا: اردشير اول يا اردشير دراز دست پسر خشايار پس ازخشايارشا ذره ذره اوضاع حكومت متزلزل گشت تا زمان داريوش سوم كه ياراي مقابله با اسكندر مقدوني را نداشت.اسكندر مقدوني در سال 331 ق.م وي را شكست داد و داريوش متواري گشت و بدست ساتراپ با ختر در نزديكي دامغان كشته شد.اسكندرپس ازتصرف بابل و شوش كاخ هاي پارسه و تخت جمشيد راتصرف وظاهرا به تلافي آتش سوزي آتن به آتش كشيد. سازمان ادراري هخامنشيان: دردوران داريوش قلمرو هخامنشيان به 30 ساتراپ(ايالت) تقسيم مي شد.و هر ساتراپ يك سا خلو يا پادگان نظامي داشتند كه يك فرمانروا داشتند وي براي برقراري ارتباط بين پايتخت ها ي امپراطوري(شوش –همدان-بابلو پارسه)دستر داد جاده اي به طول 2680 كيلومتر از پارسه تا سارد و افسوس بكشند. پادشاه قدرت مطلق بود و واليلن ساتراپها منتخب وي بودند . طبقات اجتماعي 1) بزرگان به گفته مورخين يوناني اعتقادات زرتشت در ميان آنان رواج داشته و در كتيبه هاي هخامنشي خداي بزرگ اهورامزدا ست.ولي بايد در نظر داشت كه دفن مردگان در مذهب زرتشت جايز نيست پس به نظر مي آيد مذهب آنان تفاوت هايي با مذهب زرتشتي داشته است. هنر و معماري: هنرومعماري آن ها تركيبي از هنر ملل تابعه بوده است ولي در نهايت ملي است، چون عناصر ايراني غلبه دارد ،عظمت و بزرگي آن بي سابقه است. بيشتر بناها از خشت خام بوده اند به غير از بخش هايي كه از سنگ بوده اند و بعضي بناها بسياري از بين رفته اند. نوشته شده توسط سید سهیل مهرزاد | لینک ثابت |
|