تبليغاتX
تندیس مهر باستان
خانهایمیلآرشیو
Search
مدیریت تندیس مهر باستان
سيد سهيل مهرزاد

پادشاهان هخامنشي 

موضوع: پادشاهان هخامنشي دوشنبه هفتم خرداد 1386 13:11

پادشاهان هخامنشي

کوروش  یکم

کوروش یکم شاه پارس و آنشان بود.اَنشان یا انزان نام بخشی از حوزهٔ تمدن عيلام وهمچنین نام مرکزآن بوده‌است. پادشاهان عیلامی خود را "شاه انشان و شوش" می‌‌نامیده اند. در قرن هفتم پیش از میلاد این شهر به دست پارسها  افتاد. كوروش بزرگ در سنگ‌نبشته‌ها، از پدر و نیاکان خود (کمبوجیه اول، كوروش اول و چیش‌پیش) به عنوان شاه انشان یاد می‌کند. نظرات مختلفی در مورد محل منطقه و شهر انشان ابراز شده‌است. در سال ۱۳۴۹، یافته‌های باستان‌شناسی در منطقهٔ تپه مالیان(۳۶ کیلومتری شمال غربی شيراز) در دشت بیضای استان فارس این گمان را پیش کشید که تپه مالیان محل شهر گمشدهٔ انشان باشد. با یافتن پاره‌آجرهایی  با خط میخی عیلامی در این جایگاه، این گمان تقویت شد. این نوشته‌ها که به نام یک شاه عیلامی در هزارهٔ دوم پیش از میلاد است از هدایای او به معبد انشان نام می‌برد. با توجه به این یافته‌ها، منطقه انشان شمال غربی استان فارس را در بر می‌گیرد.

کوروش دوم ( کوروش بزرگ یا کوروش کبیر ۵۷۶-۵۲۹  ق . م)

كوروش دوم ،شاه پارسي ، به‌خاطر بخشندگی‌ ، بنیان گذاشتن حقوق بشر ، پایه گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است. کوروش نخستین  شاه ايران و بنیان‌گذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد.

بردیا

بَردیا نام پسر کوچکتر كوروش بزرگ هخامنشی و برادر کمبوجیه دوم بود. (521 ق . م ) کوروش بزرگ ، دربسترمرگ ،بردیارابه فرماندهی استان‌های خاوری شاهنشاهی ایران گماشت. کمبوجیه دوم پیش ازرفتن به مصرازآنجا که از احتمال شورش برادرش می‌ترسید دستور کشتن بردیا را داد. مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال 522 ق . م  شخصی به نام گئوماته مغ خود را به دروغ بردیا نامید و بر کوهی نزدیک شهر ایرانی پيشياوادا اعلام شاه بودن کرد. در متون تاریخی از وی به عنوان «بردیای دروغین» یاد شده است.

کمبوجیه (۵۲۱  ق . م )

پسر بزرگ كوروش بزرگ هخامنشي بود که به نام‌های کمبوجیه دوم، کمبوزیه و كامبيز نیز معروف است. طبق گفته هرودوت مادر وی كساندانه بوده است، اما  كتزياس نقل کرده که مادر وی امتيس نام داشته است. کمبوجیه پس از کوروش، پدرش، به سلطنت رسید. وی برادری به نام بردیا داشت.کمبوجیه قصد لشگرکشی به مصر را داشت،اما از بیم اینکه برادرش در غیاب او پادشاهی او را بدست آورد، بردیا را مخفیانه به قتل رساند.او به مصر لشگر کشید و این کشور را فتح کرد.به همین دلیل به وی در تاریخ لقب فاتح مصر را داده اند.در زمانیکه کمبوجیه در مصر حضور داشت خبر به سلطنت رسیدن برادرش بردیا را به وی دادند در حالیکه او بردیا را پیش از این کشته بود. اما شخصی که در ایران تاج پادشاهی را به سر گذاشته بود گئومات از تبار مادیان بود و خود را بردیا معرفی کرده بود. کمبوجیه در بازگشت از مصر به ایران فوت کرد. ولی برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌‌دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است.

گئومات

گئومات یا گومات نام مغي  بود که در غیاب كمبوجيه پادشاه هخامنشي (کمبوجیه آن زمان در مصر بود)  به عنوان برديا برادر کمبوجیه بر تخت نشست وخود را شاه خواند. بنا به روایتی که در کتیبهٔ بیستون داريوش بزرگ آمده‌است، کمبوجیه پیش از رفتن به مصر برادر خود، بردیا، را کشته بود لیکن مردم از این موضوع خبر نداشتند. از این رو گئومات توانست خود را در نزد عامه بردیا جا زند و بعد از نشستن بر تخت  درپارس به کشتن نزدیکان که از این راز اطلاع داشتند پرداخت. کمبوجیه پیش از آنکه بتواند این بردیای دروغین را به زیر کشد درگذشت. سرانجام داریوش بزرگ به کمک دیگر نجبای پارسی در طی کودتایی گئومات را کشت و خود بر تخت نشست.   

آرشام

آرشام نام پدربزرگ  داريوش بزرگ پادشاه هخامنشي بوده است. آرشام نامی است از زبان پارسي باستان به معنای دارنده دست نیرومند.

ویشتاسپ (هخامنشی)

ویشتاسپ فرزندآرشام ، پدر داريوش بزرگ پادشاه هخامنشي بود. وی را نباید با ویشتاسپ اوستا (گشتاسپ کیانی) اشتباه گرفت. صورت فارسی نو نام وی گشتاسپ است لیکن برای اشاره به پدر داریوش معمولاً از صورت کهن‌تر نام استفاده می‌شود.

داریوش بزرگ

پسر ویشتاسپ ملقب به داریوش بزرگ یا داریوش اول، سومین پادشاه هخامنشي بود. وی با کمک دیگر نجبای پارسی با کشتن فرزند کوروش بزرگ  برديا  که به عنوان  مغ گئومات بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس ازآن شورشهای داخلی را سرکوب کرد. نظام شاهنشاهی رااستحکام بخشید وسرزمینهایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر  کارهای او حفر ترعه‌ای بود که درياي سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می‌داد. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت شيراز است . شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتن، در زمان اوست. 

خشایا رشا

خَشایارشا از پادشاهان هخامنشي است. پدرش داريوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر كوروش بزرگ بود. نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است.

اردشیر اول  

پسرخشايارشا ملقب به اردشیر درازدست یا اردشیر یکم پادشاه هخامنشی بود. نخستین بار یونانیان به او لقب درازدست دادند .

خشایارشای دوم

خشایارشای دوم از پادشاهان هخامنشي بود. به گفته تاریخ نویسان وی تنها پسر اردشير يكم از ملکه داماسپيا بوده که پس از مرگ پدر به پادشاهی می‌‌رسد و چهل و پنج روز بعد توسط برادرش سغديانوس به قتل می‌‌رسد.

سغد یانوس

سغدیانوس از شاهزادگان هخامنشي و پسر نا مشروع اردشير يكم است. وی ، برادرش – خشايارشاي دوم - را چهل و پنج روز بعد از به سلطنت رسیدن به قتل رساند و خود به دست برادر دیگر داريوش دوم به قتل رسید.

داریوش  دوم

داریوش دوم با نام اصلی اخس (به یونانی) یا وهوک  فرزند نامشروع اردشير يكم بود که پس از شورش بر ضد برادرش سغديانوس در سال 442 ق . م به سلطنت رسید و نام «داریوش» را برای خود بر گزید. این پادشاه هخامنشي که یونانیان به وی لقب حرامزاده داده بودند، نوزده سال بر ایران حکومت کرد. داریوش از همسرش پريزاصاحب دو پسر به نامهای اردشير وكوروش  شد و بعد از وی پسرش اردشير دوم به سلطنت رسید .

کورش کوچک

کورش کوچک یکی از شاهزادگان هخامنشي پسر داريوش دوم و پريزا بود. درزمان حیات پدرکوروش فرمانداری جزایر یونانی آسياي صغير را به عهده داشت. بعد از مرگ پدر به امید دست یافتن به مقام پادشاهی و با دلگرمی از پشتیبانی مادر صاحب نفوذ خود، دست به شورش علیه برادرش زد اما شورش‌ها را اردشير دوم سرکوب کرد و سرانجام در سال ۴۰۱  ق . م کوروش كوچك  به قتل ‌رسید.

اردشیر دوم

اردشیر دوم پادشاه هخامنشي ، پسر بزرگ داريوش دوم وپريزا بود که پس از مرگ پدر به سلطنت رسید. اردشیر در ابتدای سلطنت خویش شورشهای برادرش – كوروش كوچك - را سرکوب کرد و سرانجام در سال 401 ق . م او را به قتل ‌رساند. از اتفاقات مهم دوران سلطنت اردشیر تلاش نا موفق او در تسخیر مجدد مصر است. این پادشاه هخامنشي تا زمان مرگ خویش 358 ق . م  بر ایران حکومت کرد.

اردشیرسوم

نام نخست اردشیر سوم اُخُس بوده که تصور می‌کنند یونانی شده وهوک است، ولی وی پس از اینکه به تخت نشست، خود را در سنگ‌نبشته تخت جمشید ارتَ خْشثَر یا اردشیر نامید.

رکسانه

رُكسانه یا رُخسانه یا روشنک دختر كوهورتانوس ساتراپ (والی) باختر (بلخ٬ در افغانستان امروزی) كه اسكندر مقدوني  به وى عشق می ورزید و او را در سال ۳۲۷ ق.م  بزنی گرفت.

اسكندر و ركسانه

باختر آخرین ساتراپی ایران بود که به تسخیر اسكندر درآمد و در آن زمان كوهورتانوس والی آن بود و از ولایات ممتاز ایران بشمار می رفت. او از اسكندر فرمانبردارى كرد و اسكندر وى را بحكومت ابقاء داشته از سه پسرش دو نفر را براى خدمت در لشكر مقدونی طلبيد و حاكم مزبور پسر سوم خود را هم به اختيار اسكندر گذاشت. كوهورتانوس خواست ضيافتی براى اسكندر با تجملات مشرق‌زمین بدهد و با اين مقصود سی نفر از دختران خانواده‌هاى درجه اول سغديان را باين ضيافت طلبيد. دختر خود والی هم جزو آنها بود. اين دختر از حيث زيبایی و لطافت مثل و مانند نداشت و بقدرى دلربا بود كه در ميان آنهمه دختران زيبا توجه تمام حضار را بخود جلب ميكرد. اسكندر كه مست بادهٔ عنايتهاى اقبال و ابخرهٔ شراب بود عاشق وى گشت. بزودى اسكندر بلند و بى‌پروا گفت: لازم است مقدونيها و پارسيها با هم مزاوجت كنند تا مخلوط گردند و اين يگانه وسيله‌ايست براى اينكه مغلوبین شرمسار و فاتحین متكبر نباشند. بعد براى آنكه اين فكر خود را ترويج كند آشيل پهلوان داستانی يونان را كه از نياکان خود می دانست مثل آورده گفت مگر او يكى از اسراء را ازدواج نكرد؟ بنابراين مقدونيها نبايد ازدواج زنان پارسى را براى خود ننگ دارند. پدر رُكسانه از اين سخنان اسكندر غرق شادى گرديد و بعد اسكندر از شدت عشق در همان مجلس امر كرد موافق عادات مقدونی نان بياورند و آنرا با شمشير بدو نيم كرده نيمى را خودش برداشت و نيم ديگر را به رُكسانه داد تا وثيقهٔ زناشویی آنان باشد. مقدونيها از اين رفتار اسكندر ناخشنود شدند زيرا در نظر آنان پسنديده نبود كه يك والی ایرانی پدرزن اسكندر گردد ولی از زمان كشته شدن كليتوس سرداران مقدونی از اسكندر می ترسيدند و هر آنچه از او سر میزد با سيماى خوش تلقى می شد. ركسانه اسکندر را در لشگرکشی اش به هند در ۳۲۶ ق.م. همراهی کرد. وی پس از مرگ ناگهانی اسکندر در بابل در ۳۲۳ ق.م. از او فرزندی بنام اسكندر چهارم بدنیا آورد. پس از مرگ اسکندر٬ ركسانه و پسرش قربانی دسیسه های سیاسی امپراتوری اسکندر شدند. ركسانه٬ استاتیرا بیوهٔ دیگر اسکندر و دریپتیس خواهر استاتیرا را بقتل رساند. از آن پس المپياس مادر اسکندر از ركسانه و پسرش حمایت می کرد تا اینکه المپیاس بدست كساندر بقتل رسید. كساندر چون ديد كه اسكندر پسر اسكندر، بزرگ شده و در مقدونيه گفتگو ازين است كه او را از محبس بيرون آورده بر تخت بنشانند، از عاقبت اين كار ترسيد و نابودی خود را در آن می ديد. بنابراين به گلوسياس رئيس محبس نوشت كه سر ركسانه و اسكندر را ببرد و تن آنها را پنهان دارد و چنان كند كه اثرى از اين دو قتل نماند. اين امر اجرا شد و ركسانه و پسرش در حدود ۳۰۹ ق.م زهر داده شدند.

نوشته شده توسط سید سهیل مهرزاد | لینک ثابت |