تندیس مهر باستان
|
|
مدیریت تندیس مهر باستان
![]() سيد سهيل مهرزاد
|
تاريخ ايرانيان موضوع: تاريخ ايرانيان پنجشنبه دهم خرداد 1386 20:5 تاريخ ايرانيان
هنگامی که سخن از تاریخ ایران میرود باید به این نکته توجه داشت كه آیا منظور تاریخ اقوام و مردمانی است که از سرآغازتاریخ تا کنون در مرزهای سیاسی ایران امروزی زیستهاند یا تاریخ اقوام و مردمانی است که خود را به نحوی از انحا ایرانی میخواندهاند و در جغرافیایی که دربرگیرندهٔ ایران امروز و سرزمینهایی که از لحاظ تاریخی بخشی از ایران بزرگ (ایرانشهر) بودهاست زیستهاند؟ هنگام سخن ازتاریخ ایران معمولاً شق دوم مورد نظراست. از این روست که در روایت تاریخ ایران از ورود آریاییها که نام ایران نیز از ایشان گرفته شدهاست به فلات ایران آغاز میکنند. ولی این مطلقا به این معنی نیست که فلات ایران تا پیش از ورود ایشان خالی از سکنه یا تمدن بوده است. پیش از ورود آرییایان به فلات ایران تمدنهای بسیار کهنی در این خطه شکفته و پژمرده بودند و تعدادی نیز هنوز شکوفا. برای نمونه تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن عیلام و تمدن جیرفت و تمدن ساکنان تپه سیلک در کاشان، تمدن اورارتو در آذربایجان، تپه گيان نهاوند و تمدن كاسي ها در لرستان امروز ذکر میشود. نکته مهم دیگر شناخت وضع مناطق داخلی ایران در زمان شکل گیری و رواج تمدنهای کهن است. یعنی فهم اینکه درزمان تمدنهای و دولتهای باستانی نظیرسومر، کلده، اور، بابل، آشور، ایلامیان، اورارتو و نظائر آن،وضع این مناطق داخلی فلات ایران، که مجزا از منطقه مستقیم تحت حاکمیت این تمدنها و دولتها بوده است، به چه نحوی جریان داشته است ؟
ایران و آریاییان
نظریهای که امروز بیش از هر نظریهٔ دیگری در میان صاحبنظران مقبول است اینست که قبایلی که خود را آریایی (آریایی در زبان ایشان به معنی شریف یا نجیب بود) میخوانندند در اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد (در این تاریخ اختلاف بسیار است) به فلات ایران سرازیر شدند. از بررسی اساطیر و زبان ایشان برمیآید که ایشان خویشاوندی نزدیک با هندیان داشتند و گویا پیش از آمدن آنان به ایران و مهاجرت دستهٔ دیگر به هند با هم میزیستند. به هر حال آنچه مسلم است اینست که هر دو دسته خود را آریایی میخواندند.
بخشبندی تاریخ ایران
نکتهٔ دیگر آنکه معمولاً تاریخ ایران را به دو دورهٔ کلی تاریخ ایران پیش از اسلام و تاریخ ایران پیش از اسلام قسیم میکنند. دو روایت مختلف از تاریخ ایران پیش از اسلام وجود دارد: یکی روایت سنتی که مبتنی بر تواریخ سنتی است (شامل شاهنامه) و از نخستین پادشاه کیومرث (که پادشاه جهان و نه فقط ایران است) آغاز میشود و شامل سلسلههای پادشاهی پیشدادیان، کیانیان ، ملوك الطوايفي (اشکانیان) و ساسانیان است. این روایت سنتی به یک معنی روایتی اسطورهای ازتاریخ ایران است و شامل اطلاعات ذیقیمت مردمشناسانه واسطوره شناسانه است. روایت دیگر روایت مبتنی بر تواریخ خارجی (شامل تواریخ یونانی، ارمنی، رومی) و مدارک و یافتههای باستانشناسی (شامل کتیبهها و سکهها) و به طور کلی روایتی مدرن و علمیاست. در این روایت خاندانهای پادشاهی در ایران پیش از اسلام از قرار زیرند: مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان.شاید بسیاری باور ننمایند که از سال سی ام هجری که سال مرگ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی است تا 1344هجري يا سال 1304هجري خورشيدي که تاریخ برافتادن قاجاریان می باشد در درون حدود طبیعی ایران بیش از یکصد و پنجاه خاندان به استقلال یا نیمه استقلال پادشاهی کرده اند و از میان ایشان تنها چهار خاندان سلجوقیان و مغولان و صفویان ونادر شاه رامی توان گفت که برسراسرایران حکمروا بودند.ازدیــــــگران طاهریان،سامانیـان صفاریـان، غزنویـان، بویهـیــان، خوارزمشـاهیـان، قره قویـونــلویــان، آق قویونلویان، زندیان، قاجاریان اگر چه پادشاهان بزرگ و بنام بودند هیچ کدام سراسر ایران را زیر فرمان نداشتند. آن دیگران هم جز خاندانهای کوچکی نبودند که هر کدام بر یک یا دو ولایت فرمانروا بودند . در زمينة دودمان ها بايد اين را به اشاره يادآوري كرد كه در يك دوره كه آل جلاير نيز بر بخش هايي از ايرانزمين فرمان مي راندند، حدود بيست دودمان بر ايران فرمانروا بودند.نوشته شده توسط سید سهیل مهرزاد | لینک ثابت |
|